Posts Tagged ‘ خداوند ’

شانس خود افزایش دهید!

تا به حال به این مسئله فکر کردین که شانس چیه؟ چرا بعضیها خوش شانسند و بعضی بدشانس؟ معمولا در زندگی روزمره ما اینطور جا افتاده است که وقتی کسی مثلا در قرعه کشی بانک ملت برنده جایزه بزرگ شده، بهش می گویم عجب شانسی داشته و یا برعکس عابری در پیاده رو گذر می کرده و با اینکه تا خیابان فاصله داشته یه ماشینی منحرف میشه و اونو زیر میگیره و برای او تاسف می خوریم که چقدر بدشانس بوده؟!! به نظر شما اصلا این شانس چیه؟ یه چیز ماورای طبیعت است یا قانون طبیعت؟ یه چیز هوشمند است که تشخیص می دهد در خانه چه کسی رو بزند و یا اینکه تصادفی سراغ افراد میره، حالا ممکنه برای کسی بد باشه و برای دیگری خوب جلوه کنه.

اصلا بذارید شانس رو تعریف کنیم. واژه شانس، از کلمه لاتین chance به معنای بخت و اقبال وارد زبان فارسی شده و به هر پیامدی که مترقبه یا غیرمترقبه به سراغ افراد می آید و آنها را بهره مند و یا بی بهره می کنه به اصطلاح شانس می گویند و به کسی که بهره نیکی از آن برده خوش شانس و به کسی که بهره بد برده بدشانس اطلاق می کنیم.( ببخشید خرده نگیرینا این تعریف خودمه 😉 ) خب همانطوری که مشخص شد این کلمه، لاتین است که وارد زبان ما شده یعنی از غرب وارد کشور ما شده و جا خوش کرده!!

به خواندن ادامه دهید

پنج راه اساسی برای انجام گناه!!

باعرض سلام خدمت دوستان گلم،

متاسفانه با شروع شدن امتحانات پایان ترم، حدود دو هفته ای نتوانستم وبلاگم را بروز کنم و از شما دوستان عزیز واقعا عذر می خواهم، اکنون هم که در میان امتحانات به سر می برم یه فراغت خاطری حاصل شده، آمدم تا دینم را ادا کنم امیدوارم که مورد توجه و قبول شما دوستان واقع شود.

همانطوریکه می دانیم همه ما خطاکاریم و خواسته یا ناخواسته مرتکب خطا می شویم و آغشته به گناه و معصیت الهی هستیم و زیاد هم در مورد راهها و توصیه ها و پندها و نصیحهایی جهت دوری از گناهان شنیده باشیم و این مسئله شاید دغدغه افکارما باشد که چه کنیم که مرتکب گناه و معصیت الهی نشویم؟ چرا با وجود 124000 پیامبر که برای هدایت و رساندن بشر به کمال وسعادت ،از ناحیه خداوند رحمان آمده اند بی توجه ایم و باید به حرف یک فرد رانده شده از درگاه الهی، یعنی شیطان، گوش فرا دهیم و خالق خود را معصیت نماییم؟!!

اگر خوب به موعظه ها و پندها دقت کنیم همه جنبه بازدارندگی دارند و راهی را نشان داده اند که با جدی گرفتن آن توصیه ها، مرتکب گناه نشویم که اکثرا به علت ضعیف النفس بودنمان، بازهم مرتکب می شویم مگر اینکه خود خداوند لطف و رحمتش را شامل حالمان کند که یک انقلاب درونی، برایمان ایجاد شود که بتوانیم خود را از منجلاب گناه نجات دهیم.

یکی از این مواعظ، توصیه هایی است امام حسین علیه السلام به پیروان خود داشته اند: و آنهم اینکه در سرگذشت دیگران که پیش از این در دنیا بودند و در رفاه و آسایش زندگی می‏کردند تأمل کنند و همواره به یاد مرگ باشند چرا که این کار انسان را از گناه باز می‏دارد. آن‏حضرت می‏فرمایند: «ای فرزند آدم، کمی اندیشه کن و به خطاب به نفس خود بگو: پادشاهان و صاحبان دنیا و جهان‏داران گذشته کجایند؟ آنهایی که شهرها بنا کردند و نهرها را جاری کردند و… و سرانجام با بی‏میلی از همه آنها جدا شده، از دنیا رفتند و همه را برای دیگران به ارث گذاشتند. ما هم روزی مثل آنها همه چیز را به دیگران وا گذاشته، به آنها خواهیم پیوست. ای فرزند آدم، هنگامی را به یاد آور که با مرگ دست و پنجه نرم می‏کنی و در قبر پهلو به زمین می‏گذاری و در پیشگاه خدا تمام اعضای بدنت علیه تو گواهی خواهند داد و رازهای پنهان آشکار شده، ترازوهای عدالت برقرار می‏شود».

آنچه امروز می خواهم برای شما بگویم، توصیه ها و مواعظی از این قبیل نیست، برخلاف تمام این مواعظ که می گویند گناه نکنیم و ما را از آتش و عذاب الهی می ترسانند،می خواهم یک راهی را به شما دوستان و کسانی که مانند من نمی توانند خود را گناه کردن نجات دهند نشان بدهم که بتوانید بدون هیچ دغدغه و بدون اینکه برای شما گناهی نوشته شود و شما را در آتش و عذاب اخروی و دنیوی گرفتار نماید، گناه خود را مرتکب شوید و آزادانه و هرطوریکه دوست دارید زندگی نمایید. فقط باید چند راهی که برایتان معرفی می کنم را انجام دهید بعد از آن هرچه خواستید و توانستید مرتکب شوید حتی قتل و زنا و شرک و… که از بزرگترین گناهان هستند.

به خواندن ادامه دهید

دلیل بودن(قسمت اول)

مدتی بود که از خود سوالی می پرسیدم و خود نیز به آن جواب می دادم. از آنجمله سوالات این بود که برای چه در این دنیا هستیم وهدف خداوند از خلقت ما چی بوده؟ آیا صرفا به این خاطر آفریده شده ایم که در پایین ترین حالتش مثل حیوانات زندگی کنیم یعنی بخوریم و بیاشامیم و شهوترانی کنیم و به فرموده مولا علی(ع) همانند مستراح متحرک باشیم و در بالاترین حالتش مانند بوعلی سیناها، ادیسونها و… برای خلق خدمتی کرده و به علم و تکنولوژیهای دنیا افزوده باشیم؟ در جوابم گفتم به فرمایش خداوند در کتاب شریفش که فرموده اند:» و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون (ذاریات/56) ما خلق نکردیم جن و انسان را مگر برای عبادت» این عبادت فقط مختص نماز و روزه و… نیست بلکه خدمت به خلق و کار و تلاش و انتشار علم و تکنولوژی نیز اگر برای خدا باشد یکنوع عبادت است.

از خود پرسیدم خداوندانسان را خلق کرد که به کمال و سعادت برسد، پس چرا این بشر با وجود این علم و تکنولوژی های روز که روز بروز به آن افزوده می شود نه تنها هنوز به کمال و سعادت نرسیده بلکه در اوج مشکلات روحی و روانی گرفتار شده است؟ اگر بگوییم که بشر امروزی تمام هم و غم خود را گذاشته تا آیندگان با این علم و تکنولوژی به سعادت و کمال برسد بیراهه گفته ایم؛ چون خداوند کمال و سعادت بشر را برای آیندگان نخواسته است بلکه برای تمام بشر از اولین تا آخرین آنها خواسته است. در جوابم گفتم: مشکل اینجاست که بیراهه رفته ایم و راه سعادت و کمال را گم کرده ایم. خداوند انسان را خلق کرد تا به مقام خلیفه اللهی برساند؛ یعنی اینکه بخشی از قدرت یداللهی خود را به بعضی از افراد شایسته خود بدهد. چون خداوند جسم نیست و اینگونه مقدر کرده است که بخشی از قدرت خود را (مانند مرده زنده کردن، شق القمر کردنها، از غیب و آینده خبر دادن و…) به نمایندگانی از نوع خود بشر یعنی پیامبران و ائمه معصومین(ع) عطا کرد تا بتوانند بشر را به کمال و سعادت برسانند. اما آنزمان مردم از علم کافی برخور دار نبودند و با جهل خود از نمایندگان خدا فاصله گرفته اند و جز عده کمی به سعادت نرسیده اند.

از خود پرسیدم خوب مردم آن زمان به خاطر جهل از کمال و سعادت بازماندند اما امروزه با وجود گسترش و توسعه علم هنوز بشر به کمال وسعادت نرسیده است. در حالیکه پیامبری نیز وجود ندارد که بشر را به سعادت و کمال راهنمایی نماید. آیا خداوند بشر امروزی را به حال خود رها کرده است؟ در جواب گفتم خداوند عادلتر و بلندمرتبه تر از آن است که بخواهد بشری که برای کمال خلق کرده است به حال خود رها نماید. اما در دلم واقعا برایم سوال شد که علم و تکنولوژیهای روز، بشر را به کمال نرسانده است، پیامبری هم نیست که بشر را هدایت نماید. پس نماینده خدا بروی زمین چه کسی می تواند باشد؟ هنوز در جواب آن مانده بودم که سوالی دیگر ذهنم را مشغول خود ساخت و آن هم اینکه بشر امروزی در اوج معصیت و گناه ، در اوج تبعیض و بی عدالتیها، در اوج کشت و کشتار مردم مظلوم جهان و در اوج غفلتها و گرفتاریها غرق شده است و پیامبری نیز وجود ندارد که خداوند به خاطر عظمت و جاه و مقام آن پیامبر از این بشر بگذرد و هر آن قدرتش را دارد که نسل و بشر امروزی را از بین ببرد و قیامت خود را برساند. چرا خداوند چنین نمی کند؟ به خود گفتم این تنها یک دلیل می تواند باشد و تنها فقط یک دلیل که خداوند به خاطر آن یک دلیل همچنان بشر را رحمانیت خود منع نکرده است و هنوز الطاف خود را به بشر می رساند و هنوز نعمت زندگی و حیات و انواع نعمتهای دیگر در بشر امروزی جاری ساخته است و آن می تواند ما را مدیون چنین دلیلی نماید. آن دلیل هرچه باشد آنقدر در پیشگاهش ارزشمند و والامقام هست که خداوند حاضر شده است تمام معصیتها و نافرمانیها و غفلت این بشر را فقط به خاطر او تحمل نماید. و واقعا هم خدا عجب صبری دارد…….. (ادامه دارد)