Posts Tagged ‘ خدا ’

اسکرین سیور + اسماء الله

سلام

میگم وبگردی هم بد نیستا، آدمیزاد می تونه مطالب جدید پیدا کنه و یاد بگیره. 😎 منم مشغول پیدا کردن مطالبی مربوط به وبلاگم بودم و چرخی در سایتها می زدم، تا اینکه به اسکرین سیورهای جالبی از سایتهای عربی برخورد کردم که در موضوع اسماء الله بود.این برنامه ها هرچند توسط اهل تسنن ساخته شده، اما اعتقادات ما با آنها در باب اسماء الله و قرآن کریم مشترک است. هرچند اسکرین سیورهای زیبا و زیادی نیز در باب عقاید شیعیان ساخته شده اما مباحث اختلافی ما با اهل تسنن در باب موضوع دیگریست. زیاد پرحرفی نکنم، برای دانلود می تونید به ادامه مطالب مراجعه کنید و از لینکای مستقیم زیراستفاده کنید.

اگر هرکدام از این لینکها کار نکرد لطفا پیام بدین تا رسیدگی کنم.

یاعلی

به خواندن ادامه دهید

خدا همه جا هست، دنبال خدا نگرد!

وقتی وبلاگ مهربانی که متعلق به یکی از دوستان است رو مطالعه می کردم تصمیم گرفتم کمی بیشتر در مورد خدا فکر کنم. اینکه خدا کجاست؟ (هرچند این نوشتاربه پای عارفانه وعاشقانه بودن مطالب ایشون نمی رسه!! ) یادم میاد بچه که بودیم وقتی می پرسیدیم خدا کجاست؟ بهمون می گفتن توی آسمانها. اما وقتی بزرگتر شدم متوجه شدم خدا فقط در آسمان آبی بالای سرمان نیست بلکه هرفراز و بالایی می تونه آسمان باشه. بذارید ساده تر بگم خدا در آسمان دلهای ما که در حقیقت منظور، برفراز دلهای ماست همینطور برفراز افکار ما، برفراز اعمال نیک ما، برفراز عقل ماو بالاخره بر فراز آنچه ما حتی تصورش رو بکنیم. چون ذهن ما فقط تا حدی گنجایش درک حقیقت وجودی خداوند رو دارد مانند لیوانیست که با توجه به ظرفیتی که داره، آب یک پارچ رو نمی تونه درک کنه چه برسه به اقیانوس بیکران. خداوند نیز مانند اقیانوس بیکرانیست که ما بشرخاکی با این ذهن کوچکمون فقط می تونیم قطره ای از این اقیانوس رو درک کنیم و اینکه بگوییم خداوند نور است.چون خداوند خودش رو طبق گنجایش ذهن مخلوقش، اینگونه معرفی است اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ – خدا نور آسمانها و زمين است مثل نور او چون چراغدانى است كه در آن چراغى و آن چراغ در شيشه‏اى است آن شيشه گويى اخترى درخشان است(نور/35) . به خواندن ادامه دهید

سنگ صبور!

شاید (حتما) گاهی اوقات برای ما پیش اومده باشه که دلمون غصه دار بشه وغم عالم توی دلمون جا خوش کنه، در اینصورت حال و حوصله هیچکس رو نداشته باشی فقط کسایی رو قبول می کنید که باهاشون راحتین تا بتونید براش درد و دل کنید حالا این افراد چه کسانی می تونند باشن؟ یا مادر یا پدر یا یه برادر یاخواهر یا همسر و یا شایدم یه دوست. البته بستگی داره که این افراد نقشی در غصه دار شدن شما نداشته باشند وگرنه ترجیح می دهید با کسی غیر از اینها درد و دل کنید.

معمولا همه دوست دارن با بهترین دوستاشون باشند. یه جایی می خوندم بررسیها وتحقیقات نشون داده افراد دردودلهاشونو با دوستان خود درمیون میذارن. حتی رتبه دوستان از پدر ومادر هم بالاتر بود. اما مسئله اینجاست وقتی در غربت باشی و دلگیر! اونموقع چطوری می خوای دنبال سنگ صبور بگردی؟ خب معمولا با بهترینهامون تماس می گیریم و خودمونو خالی می کنیم. در دین ما توصیه شده اگه غم عالم بهمون رجوع کرد یه سری به قبرستانها بزنیم، چون در اونجا وقتی می بینیم همه این دردها وغمها می گذرد و آخر و عاقبت ما نیز مانند این صاحبان این قبرها خواهد شد، دلها آروم میشه . اما ای کاش به این مرتبه می رسیدیم که با مهربونترین مهربونها می نشستیم و درد و دل می کردیم. چه کسی بهتر از خدای خودمون، اونیکه ارحم الراحمینه! به ما و درد وغم ما آشناتره! به ما نزدیکتره. می نشستیم باهاش درد و دل می کردیم. بغضمونو خالی می کردیم. مطمئنا اینجوری سبکتر و راحتتر میشیم.

به خواندن ادامه دهید