Posts Tagged ‘ دلنوشته ’

سنگ صبور!

شاید (حتما) گاهی اوقات برای ما پیش اومده باشه که دلمون غصه دار بشه وغم عالم توی دلمون جا خوش کنه، در اینصورت حال و حوصله هیچکس رو نداشته باشی فقط کسایی رو قبول می کنید که باهاشون راحتین تا بتونید براش درد و دل کنید حالا این افراد چه کسانی می تونند باشن؟ یا مادر یا پدر یا یه برادر یاخواهر یا همسر و یا شایدم یه دوست. البته بستگی داره که این افراد نقشی در غصه دار شدن شما نداشته باشند وگرنه ترجیح می دهید با کسی غیر از اینها درد و دل کنید.

معمولا همه دوست دارن با بهترین دوستاشون باشند. یه جایی می خوندم بررسیها وتحقیقات نشون داده افراد دردودلهاشونو با دوستان خود درمیون میذارن. حتی رتبه دوستان از پدر ومادر هم بالاتر بود. اما مسئله اینجاست وقتی در غربت باشی و دلگیر! اونموقع چطوری می خوای دنبال سنگ صبور بگردی؟ خب معمولا با بهترینهامون تماس می گیریم و خودمونو خالی می کنیم. در دین ما توصیه شده اگه غم عالم بهمون رجوع کرد یه سری به قبرستانها بزنیم، چون در اونجا وقتی می بینیم همه این دردها وغمها می گذرد و آخر و عاقبت ما نیز مانند این صاحبان این قبرها خواهد شد، دلها آروم میشه . اما ای کاش به این مرتبه می رسیدیم که با مهربونترین مهربونها می نشستیم و درد و دل می کردیم. چه کسی بهتر از خدای خودمون، اونیکه ارحم الراحمینه! به ما و درد وغم ما آشناتره! به ما نزدیکتره. می نشستیم باهاش درد و دل می کردیم. بغضمونو خالی می کردیم. مطمئنا اینجوری سبکتر و راحتتر میشیم.

به خواندن ادامه دهید

Advertisements

چه زود دیر می شود!

همیشه اولین و آخرین لحظات، دیدارها و… در جای خودشان هیجان انگیزند، اون زمانی که تازه متولد شده بودیم برای اولین بار بود اولین لحظات را تجربه می کردیم! چون تازه از یک محیط به محیطی دیگر وارد شده بودیم و همه چیز برایمان عجیب بود! نگاهها، رفتارها و… عجیب بودند چون اطرافیان طور دیگری به ما نگاه می کردند این زمان که گذشت دیگه هم برای ما و هم برای اطرافیان عادی شد دیگه از اون نگاههای عجیب خبری نبود. وقتی برادر یا خواهر بزرگتر داشتیم که وقتی هفت ساله و راهی مدرسه میشدند دیگر آخرین لحظات صبح تا شب در خانه ماندن را تجربه می کردند و دلمون پر می کشید که کی ما نیز آخرین لحظه ها رو در خانه ماندن سپری می کنیم.

بهرحال اون زمان نیز گذشت و بار دیگر اولین لحظات رو دوباره تجربه می کردیم اولین لحظات ورود به دبستان! و بازهم نگاهها، رفتارها و… را عجیب می دیدم چون ما رو تازه وارد می دیدند و کلاس اولی! این هم با گذشت زمان و رسیدن به پایه های بالاتر عادی می شد. وقتی سال بالاتریها رو می دیدیم که به دوره بالاتر یعنی راهنمایی می رفتند ما هم دلمون می خواست این دوره ابتدایی نیز بگذرد و سال پنجم را آخرین لحظات در دبستان بودن تجربه می کردیم و سال اول راهنمایی را اولین لحظات، و بازهم دوباره نگاهها، رفتارها و… را عجیب می دیدیم چون بازهم اولی بودیم و تازه وارد. نمی دانستیم تا کی باید در اولین لحظات این رفتارها و نگاهها رو تجربه می کردیم و همینطور آخرین لحظات راهنمایی، اولین و آخرین لحظات دبیرستان، اولین و آخرین لحظات دانشگاه (خدمت سربازی)، اولین و آخرین لحظات کارمندی (کارگری،حمالی!!! ….) بالاخره وجه مشترک اولین لحظات همیشه بی تجربگی ونگاههای عجیب بود و آخرین لحظات پختگی و با کوله باری از تجربه!!

به خواندن ادامه دهید

دليل بودن (قسمت دوم)

اگر قسمت قبلي رو مطالعه نكرده ايد اينجا كليك نماييد.

با خود فكر مي كردم كه آن دليل چي مي تونه باشه كه افكارم بدجوري توي سوالات متعدد مانده بود از جمله اينكه سرنوشت اين دنيا با وجود اين همه شرارتها، ظلم و ستمها، بي عدالتيها و… چي خواهد شد؟ آيا خداوند، اين جهان ، اين زمين و با اون مخلوقات عظيم و بعضا ناشناخته را  كه حساب شده آفريده  را خلق كرده تا با معصيت و نافرماني بشر مواجه شود و آنهم در سيطره و قدرت بي دينان و لااقل غير از ديني كه خود خداوند براي بشر برگزيد؟

توي اينگونه افكار غرق بودم كه خداوند نشانه اي برايم فرستاد و آنهم اين آيه بود: » و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين (قصص/5) ما مي خواستيم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم». ديدم هنوز مستضعفان بر جهان حاكم نشده اند و جهان نيز پر از ظلم و ستم بر مستضعفان است . به خود گفتم پس كي اين مستضعفان بر حاكمان ستمگر غلبه مي كنند و جهان را تحت حكومت خداوندي در مي آورند؟ اين مستضعفان با چه قدرت و تكيه گاهي مي خواهند بر اين دنياي پر از ظلم و جور و بي عدالتي حاكم شوند؟ لازمه اين كار وجود يك نيرو و قدرت يداللهيست، اين قدرت چيست و كي خواهد آمد؟ حديثي به ياد آوردم كه اينگونه بود وقتي زمين پر از ظلم و جور مي شود خداوند آخرين ذخيره و حجت خودش را جهت احياء دينش خواهد فرستاد و بساط ظلم و جور را از اين دنيا جمع خواهد كرد و حديث ديگري از مولا علي(ع) شنيده بودم كه ايشان فرموده اند: » بدانيد كه هيچگاه كره زمين از نماينده پروردگار خالي نمي شود ولي خداوند بزودي نماينده اش را از ديد آنان مخفي خواهد نمود و آنان از ديدار او محروم خواهند شد چرا كه به خود ظلم و ستم نموده و از مرزهاي مورد احترام تجاوز مي نمايند. اگر يك ساعت از كره زمين بدون حجت خدا باشد همه جا نابود شده و مردم در زمين فرو خواهند رفت.» عجب! پس آن دليلي كه دليل حيات و زندگي ماست و باعث نزول رحمانيت خداوند بر اين بشر سرپا گناست همان حجت الله است. همان حجت و امامي كه از نظرها غايب است و منتظر فرمان الهي جهت ظهور و برپايي عدالت است. يعني همان امام زمان(عج)!! خدايا مرا ببخش!!

سوال اينجاست با توجه به اينكه دنيا پر از ظلم و جور و اينهمه بي عدالتيست پس  چرا هنوز ظهور نكرده اند؟ پاسخ اين سوال را خود حضرت به شيخ مفيد داده اند آنجائيكه فرموده اند: » اگر شيعيان ما كه خداوند آنها را به اطاعت خود موفق بدارد در وفا نمودن به پيماني كه با ما دارند يكپارچه مي شدند هرگز ميمنت ديدار ما از آنان به تاخير نمي افتاد و با عجله و سرعت به سعادت مشاهده ما موفق مي شدند.» خداوند نيز در كتاب شريفش، يعني قرآن كريم مي فرمايند:» ان الله لايغير ما بقوم حتي يغيرو ما بانفسهم (رعد/11) خداوند وضعيت هيچ قومي را ( تا آنان خواستار تغيير وضعيت خود نشوند) تغيير نمي دهد» آنان بايد اشكال كار خود را برطرف نمايند تا خداوند هم وضعيت آنان را تغيير دهد. يعني چي؟ يعني اينكه ما خودمان نخواسته ايم كه وضعيت جهان از اين وضع پرآشوب خلاص شود. اگر هم خواستيم فقط در شعار بوده نه در عمل؛ و اينها يكطرف، و تبليغات منفي و ضد ديني خودخواهان  و مستكبرين جهان از طرف ديگر (كه باعث شده بعضي از ماها چشم و گوش بسته به حرفهاي آنها دل بسپاريم و گفتار آنها را تكرا كنيم، ) و ما نيز چنان در زندگيهاي روزمره و مشكلات و گرفتاريها غرق شده ايم و به اين مسئله پي نبرده ايم كه گره كور اين جهان تنها به دست تواناي امام زمان(عج) حل مي شوند.

حالا اين سوال پيش مي آيد كه پس تكليف ما چيست؟ ما بايد چه بكنيم؟ خداوند جوابمان را داده فرموده اند:» فانتظروا اني معكم من المنتظرين(اعراف/71) شما منتظر باشيد من هم با شما منتظر هستم.» يعني همان انتظار؛ بايد منتظر بود. آيا انتظار به تنهايي كافيست؟ خود حضرت بقيه الله(عج) فرموده اند:» واكثروا الدعا بتعجيل الفرج فان ذلك فرجكم. براي هرچه سريعتر فرارسيدن فرج ما بسيار دعا كنيد كه اين فرج خود شماست.» خداوند نيز مي فرمايند:» قل انما اعظم بواحدة ان تقوموا لله مثني و فرادي(سبأ/46) بگو: من تنها يك موعظه به شما مي كنم و آنهم اينكه: براي اجراي برنامه هاي خدا همه با هم يا تك تك افراد بپاخيزيد. « يعني خداوند مي فرمايند ما برنامه سعادت بشريت را تنظيم كرده ايم و با حكومت و ظهور نماينده خود و جانشين پيغمبران، حجه ابن الحسن العسكري(عج) آنرا به اجرا خواهيم گذاشت پس شما (بندگان)چه به طور انفرادي و چه يكپارچه و همه با هم بپا خيزيد و خواستار اين برنامه شويد.

لذا دوستان عزيز اين تنها راه حل مشكلات دنيوي و اخروي بشر و تنها راه رسيدن بشر به كمال و سعادت است بياييد دست به دست هم داده با يكديگر دعا كنيم و زمينه فرج ظهورش را از خداوند متعال بخواهيم و دنيا را از اين گرفتاريها نجات دهيم.

اللهم عجل لوليك الفرج