Posts Tagged ‘ عترت ’

پیامبر رحمت و تهمتهای ناروا!

بلغ العلي به کماله

کشف الدجي بجماله

حسنت جميع خصاله

صلوا عليه و آلــه

ميلاد پربرکت دو نور، دو گل نبوت و امامت، حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم و حضرت امام جعفر صادق عليه السلام را به تمام شيعيان و پيروان راستينش تبريک و تهنيت عرض مي کنم.

موضوعي که فکر مرا به خود مشغول کرده بود اين بود که چه مطلبي را به اين مناسبت بزرگ و مبارک براي شما دوستان قرار دهم و صلاح دانستم با توجه به اينکه زندگاني و نحوه تولد آن بزرگواران در اکثر سايتها و وبلاگها قرار مي گيرد من به اين مطلب نپردازم و همچنين با توجه به اينکه نور اسلام کم کم مي رود تا جهان جهل و غفلت را بيدارکند و دسيسه ها و توطئه هاي استکبار و صهيونيزم را برملا نموده و با آنها مقابله نمايد و همين مسئله زنگ خطري براي مستکبرين و استعمارگران شده است که آنها براي مقابله با اسلام، انواع تهمتها وتوهينها را متوجه پيامبر عظيم الشان اسلام صلي الله عليه و اله وسلم که بنيان گذار مکتب اسلام هستند، کرده اند تا بدين طريق نوراسلام را خاموش و مردم جهان را نسبت به آن بدبين و چهره اسلام را لکه دار نمايند و متاسفانه همين دسيسه ها اثر خود را بر روي برخي مردم جاهل و غافل گذاشته و چشم و گوش بسته يکطرفه قضاوت نموده و شعار مستکبرين را سرمي دهند، بر آن شدم تا به برخي از اين تهمتها و توهينها پاسخي داده باشم بلکه غافلان را برسر عقل آورده تا پي به اشتباه خودببرند و اميدوارم که خداوندآنها را هدايت نمايد. انشاء الله تعالي. پيامبري که در زمان حيات خود از بدو تولد تا شهادت آن حضرت براي مردم مايه رحمت و برکت بود که خداوند ايشان را رحمه للعالمين خطاب کرده است. پيامبري که در هنگام تولدشان همزمان حادثه هاي عظيمي در آسمان و زمين و به خصوص در مشرق که مهد تمدن آنروز بود رخ داد که همانند خبرگزاري هاي امروزي، جهان را متوجه خودساخت که يک حادثه اي در حال وقوع است. درست است در آنزمان نوزادي به چشم به جهان گشوده بود که بايستي آداب و رسوم کهنه و خرافي ملتها را در هم بکوبد و اساس و شالوده اي نو براي پيشرفت و ترقي انسانها بريزد، از همان روزگار اول زنگ بيدارباش را به صدا درآورد. يکي از اين حوادث، کاخ با عظمت انوشيروان که شبحي از قدرت و سلطنت ابدي! را در نظرها مسجم مي کرد و مردم به آن و صاحبش چشم دوخته بودند، آنشب لرزيد و چهارده کنگره ي آن فرو ريخت. حادثه ديگر خاموش شدن يکباره آتشکده فارس که شعله هاي آن هزار سال زبانه مي کشيد بود و حادثه ديگر مردم جهان را متوجه خود ساخت خشکيدن درياچه ي ساوه بود.

به خواندن ادامه دهید

Advertisements

قرآن کریم و شهادت امام حسین علیه السلام(1)

علم غيب مطلق از آن خداوند است. خداوند وقتي قصد ايجاد و آفرينش اين خلقت را نمود به تمام وقايعي و حوادثي که در اين جهان اتفاق افتاده و تا قيامت به وقوع خواهد پيوست علم داشت. وقتي خداوند پيامبر خاتم حضرت محمد صلي الله عليه و آله وسلم را جهت ترويج و رسالت برترين وکاملترين دينش يعني اسلام برگزيد وی را در جهت ابلاغ آن ياري نمود تا اين شجره طيبه پا بگيرد و با ظهور منجي عالم بشريت، دينش جهاني شود و همه يک صدا نداي لااله الا الله و محمدرسول الله صلي الله عليه و آله سر دهند. همه مي دانيم که معاويه قصد خاموش کردن اين ندا را داشت و با فريب مردم توطئه هايي نمود که موفق نشد و در زمان يزيد غفلت از اسلام و زيرپا گذاشتن قوانين و حلال کردن محرمات و… به اوج خود رسيد تا جائيکه از اسلام فقط نامش باقي مانده بود و اگر قيام اباعبدالله عليه السلام نبود اسلام به کل از بين مي رفت. حضرت سيدالشهداء عليه السلام با قيامش دين جد خود را با خون خود احيا نمود و قيام امام حسين عليه السلام نقطه عطفي در جهت احياي دين اسلام به شمار مي آيد و واقعه کوچکي نيست که بشود به سادگي از کنارش گذشت و طبيعتا خداوند نيز از وقوع چنين حادثه اي خبر داشت که قبل از ولادت و هنگام ولادت حضرت امام حسين عليه السلام به پيامبرش گوشزد مي کرد. با اين اوصاف بايد در آخرين کتاب الهي يعني قرآن کريم در مورد اين حادثه عظيم حداقل اشاره اي که کرده باشد اما به دلايلي خداوند به اشاره مستقيم به آن امتناع کرده است. در اين پست آياتي که به واقعه عاشورا و نهضت اباعبدالله عليه السلام اشاره دارند مطالبي گذاشته ام که حاصل تحقيق پژوهشگر بنياد پژوهشهاي استان قدس رضوي، يعني جناب آقاي محمدحسن زبري قائني است که در کتاب شريف ق»يام امام حسين عليه السلام در نگاه اهل بيت عليهم السلام» گرد آورده است. که به علت طولاني شدن آن را در دو پست ارسال خواهم کرد.

فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ (بقره آيه 37)
سپس آدم از پروردگارش كلماتى را دريافت نمود.

در تفسير اين آيه شريف که آدم از پروردگارش کلماتي را دريافت کرد. روايت شده است که آدم ساق عرش و نام هاي پيامبر و ائمه عليهم السلام را ديد، پس جبرئيل به او تلقين کرد و او گفت : اي ستوده به حق محمد، اين بلند مرتبه به حق علي، اي آفريننده به حق فاطمه، اين نيکوکار به حق حسن و حسين، و تمام نيکوئيها از توست، پس چون امام حسين عليه السلام را ياد کرد، اشکهايش جاري و قلبش شکست و گفت: اي برادرم جبرئيل چه مي شود که باياد پنجمين فرد، قلبم مي شکند و اشکم جاري مي شود؟ جبرئيل گفت: اين فرزند تو به مصيبتي دچار مي شود که تمام مصيبتها در مقابل آن کوچک است. آدم پرسيد: برادرم آن مصيبت چيست؟ گفت: تشنه و دور از وطن و تنها کشته مي شود و او را يار و ياوري نيست، اي آدم، کاش او را مي ديدي که مي گويد: آه از تشنگي! آه از کمي يار و ياور! تا آن که عطش بين او و آسمان چون دود جدائي مي اندازد، در آن هنگام هيچ کس پاسخي به وي نمي دهد، جز اين که شمشير بر او مي کشند و مي خواهند شرنگ مرگ به کام او ريزند، بعد از آن همچون گوسنفنديکه از قفا سربريده شود، سر از پيکرش جدا مي کنند و دشمنانش به چپاول زاد وراحله او مي پردازند، و سرانجام سر او و يارانش را در شهرها ميگردانند در حاليکه بانوان را نيز باخود به اسارت دارند، اين چنين در علم خداي يگانه منان گذشته است پس آدم و جبرئيل همچون مادرفرزندمرده بر اين مصيبت بزرگ گريستند.

وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لاَ تَسْفِكُونَ دِمَاءكُمْ (بقره آيه 84)
و چون از شما پيمان محكم گرفتيم كه خون همديگر را مريزيد

رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم فرمود: شأن نزول آيه: و آن هنگام که پيمان از شما گرفتيم که خون هايتان را نريزيد» درباره يهود است آنان که پيمان خدا را شکستند و پيامبران الهي را تکذيب کردند و اولياي خدا را کشتند، سپس فرمود : آيا شما را آگاه نسازم از کساني که همانند ايشان از يهوديان اين امت هستند؟ گفتند بلي يا رسول خدا! فرمود: آنان گروهي از امت من هستند که گمان مي برند بر آيين من اند، و حال آنکه فرزندان گرانمايه و نسل پاک مرا مي کشند و شريعت و سنت مرا دگرگون مي کنند و دست به خون دو فرزندم حسن و حسين مي آلايند، چنان که يهوديان گذشته زکريا و يحيي عليهماالسلام را کشتند.

به خواندن ادامه دهید

امام هادی(ع) و جامعه ای ماندگار

میلاد با سعادت، حضرت علی بن محمدالهادی النقی علیه السلام را به تمام شیفتگان و شیعیان تبریک عرض می کنم.

«بهتر از نیكی، نیكوكار است، و زیباتر از زیبایی، گوینده آن است و برتر از علم، حامل آن و بدتر از بدی، عامل آن است وحشتناك تر از وحشت، آورنده آن است.»
از سخنان گهربار امام هادی علیه السلام

من این میلاد پرخیر و برکت را به شما دوستان و مهمانان عزیز تبریک عرض می کنم. همانطوریکه می دانید از جمله دستوراتی که حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه) نسبت به آن تاکید فراوانی دارند،اهمیت دادن به زیارت جامعه کبیره است که از ناحیه این امام همام، یعنی امام هادی علیه السلام صادر شده است که از آن به عنوان شناسنامه و معارف حقه ائمه معصومین(علیهم السلام) می شناسند مرحوم مجلسی درباره آن می‌گويد: «اين زيارت بهترين زيارت جامعه از نظر متن و سند و فصيح‌ترين و بليغ‌ترين آن‌هاست.» پدر ايشان نيز در «شرح من لايحضره الفقيه» می‌گويد: «اين زيارت، بهترين زيارت و كامل‌ترين آن‌هاست و من همواره در پرتو آن به زيارت ائمه(ع) در اعتاب مقدسه نايل می‌شدم.» (مفاتيح الجنان، زيارت دوم از زيارت‌های جامعه)
واقعا هم همین طور است یک فرد مسلمان و یا غیرمسلمان اگر بخواهد ائمه علیهم السلام را بشناسد می تواند با مطالعه این دعا، از حقایق آنها آشنا شود و برای من شیعی نیز به دور است که لااقل یکبار آنرا مطالعه نکرده باشم.

می توانید فایل صوتی زیارت جامعه کبیره را از اینجا دانلود نمایید.(منبع تبیان)

یاباقرالعلوم(ع)

شهادت جانسوز، اباجعفر، حضرت محمد بن علی بن حسین علیه السلام، باقرالعلوم(ع) را به پیشگاه امام عصر عجل الله تعالی فرجه و شیعیان و دوستداران آنحضرت تسلیت عرض می کنم.

—-

از امام صادق علیه السلام روایت شده است که روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله به جابر بن عبدالله انصاری فرمود: جابر! تو آن قدر زنده می‎مانی تا فرزندم محمد بن علی بن الحسین علیهم السلام را – که در تورات به «باقر» معروف است – دیدار کنی. آن گاه که او را ملاقات کردی سلام مرا به او برسان.

(سال‎ها گذشت) روزی جابر بر امام زین العابدین علیه السلام وارد شد، (پدرم) محمد بن علی علیهماالسلام نیز در آن جا حضور داشت. جابر به او گفت: پسر جان! جلو بیا، امام باقر علیه السلام جلو رفت. جابر گفت: راه برو! قدری راه رفت. جابر گفت: به خدای کعبه! شکل و شمایل رسول خدا را دارد. سپس روی به علی بن الحسین علیهماالسلام کرد و عرض کرد: این (پسر) کیست؟

امام فرمود: او پسر و جانشینم محمد باقر علیه السلام است. جابر از جا برخاست، خود را بر روی قدم‎های او انداخت، پاهای حضرت را می‎بوسد و می‎گوید: جانم به قربانت ای پسر رسول خدا! سلام پیامبر را بپذیر، آن بزرگوار به تو سلام رساند.

چشم‎های امام باقر علیه السلام پر از اشک شد و فرمود: جابر! بر پدرم رسول خدا درود باد مادام که آسمان و زمین برپایند، و بر تو نیز ای جابر که سلام آن بزرگوار را به من ابلاغ کردی.

منبع: تبیان دات نت.

جوانترین مظلوم

شهادت مظلومانه، ابن الرضا علیه السلام، حضرت جوادالائمه، محمد بن علی بن موسی الرضا علیه السلام را به تمام شیعیان و پیروان راستین آن امام همام تسلیت و تعزیت عرض می کنم.

جواد الائمه امام محمد تقی علیه السلام فرمودند:
تو را به پنج چیز سفارش می کنم :
اگر مورد ستم واقع شدی ستم مکن
اگر به تو خیانت کردند خیانت مکن
اگر تکذیبت کردند خشمگین مشو
اگر مدحت کنند شاد مشو
و اگر نکوهشت کنند، بیتابی مکن.
بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی(ج 75، ص 167)

مختصری از زندگینامه امام محمد بن علی علیه السلام:

اسم شریف آن حضرت محمد و کنیه ی مشهور ایشان ابوجعفر و القاب شریفش تقی و جواد است. مختار ، منتجب، مرتضی، قانع،عالم و غیر اینها نیز گفته شده.

گذشته از اين امام علیه السلام در بين شيعه و سني به باب المراد نيزشهرت دارند.

مادر مکرمه ی ایشان ام ولدی بود که او را سبیکه می گفتند . حضرت رضا علیه السلام او را خَیزُران نامید.
در منتهی الامال آمده که چون امام محمد تقی علیه السلام متولد شد، حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام فرمودند: « حق تعالی به من فرزندی عطا کرده است که شبیه است به موسی بن عمران علیه السلام، که دریاها را می شکافت. نظیر عیسی بن مریم علیه السلام است که حق تعالی مقدس و مطهر گردانیده بود مادر او را و طاهر و مطهر افریده شده بود. پس حضرت فرمود: « این فرزند من به جور و ستم کشته خواهد شد . بر او خواهند گریست اهل آسمان ها . حق تعالی غضب خواهد کرد بر دشمن کشنده و ستم کننده بر او. بعد از قتل او از زندگانی بهره نخواهد برد و به زودی به عذاب الهی واصل خواهد شد.»
علامه مجلسی و دیگران فرموده اند که سن شریف حضرت جواد علیه السلام در وقت شهادت پدر بزرگوارش نه سال و بعضی هفت سال نیز گفته اند. در آن هنگام ایشان در مدینه حضور داشتند. بعضی از شیعیان به دلیل کمی سن ایشان در امامتشان تاملی داشتند، تا آنکه علما، افاضل، اشراف و اماثل شیعه از اطراف جهان متوجه حج گردیدند. بعد از فراغت از مناسک حج، به خدمت آن حضرت رسیدند . از وفور مشاهده ی معجزات، کرامات، علوم و کمالات، اقرار به امامت آن منبع سعادات نمودند و زنگ شک و شبهه از آیینه ی خاطرهای خود زدودند.

به خواندن ادامه دهید

دهه کرامت مبارک

در دهه کرامت، که به مناسبت میلاد حضرت فاطمه معصومه(س) و حضرت علی بن موسی الرضا(ع)، دو فرزند ارشد حضرت موسی بن جعفر(ع) است به سر می بریم. میلاد این دو نوگل باغ ولایت و امامت، خواهر و برادر را به تمام شما شیعیان و دوستداران آن حضرت تبریک و تهنیت عرض می کنم.

مروری کوتاه بر زندگی حضرت معصومه(س):

میلاد �ضرت فاطمه معصومه(س) مبارک
میلاد حضرت فاطمه معصومه(س) مبارک

حضرت فاطمه معصومه(س) دخت گرامی حضرت موسی بن جعفر(ع)، خواهر حضرت علی بن موسی الرضا(ع)، و عمه امام جواد (ع) و از بانوان والامقام و نمونه جهان اسلام می باشند.

ایشان در اول ذیقعده سال 173 ق ( یا به روایتی 183 قمری) در مدینه منوره چشم به جهان گشود. مادر بزرگوار آن حضرت نجمه خاتون یا به روایتی خیزران نام داشت. ایشان دختر ارشد حضرت موسی بن جعفر (ع) است و خواهر تنی امام رضا(ع).

نام او فاطمه و مشهورترین لقب ایشان معصومه است و این لقب را برادر بزرگوارشان امام رضا(ع) به ایشان نسبت داده اند. هرچند که در آوان کودکی به خاطر حبس های پی در پی و در نهایت شهادت پدر بزرگوارشان، روزگار مهر و محبت پدرانه از ایشان دریغ نمود اما در همان آوان کودکی سخت با برادر بزرگوارشان انس گرفته اند و از دامن ایشان علم و حکمت و دانش و عفاف خوشه ها چیدند. القاب متعددي همچون طاهره ، عابده، رضيه، تقيه، عالمه، محدثه، حميده، و رشيده گوشه اي از فضيلتها و سجاياي اخلاقي آن بانوي گرامي را بازگو مي کند. ایشان به غیر از فاطمه زهرا(س) جده بزرگوارشان، دومین دختری هستند که پدر بزرگوارشان ایشان را اینگونه خطاب می کنند: ابوها فداها. روزي گروهي از شيعيان از راه دور به ديدار امام موسي بن جعفر (ع) آمدند ولي ايشان به مسافرت رفته بود. آنان پرسشهايي داشتند که آن را نوشته و به دست بانو معصومه (س) دادند. حضرت پاسخ آن پرسشها را نوشته فرداي آنروز به آنان رساند. آن گروه هنگام بازگشت در بين راه با امام کاظم (ع) برخورد کردند و ماجرا را شرح دادند. امام فرمود: پاسخها را به من نشان دهيد. وقتي پاسخها را ديدند فرمودند: ابوها فداها. يعني پدرش به قربان چنين دختري! امام صادق(ع) یک پیشگویی سالها قبل از میلاد این بانوی عظیم الشان در مورد شهر قم و حضرت فاطمه معصومه(س) کرده بودند و فرمودند: امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايند: «آگاه باشيد که براي خدا حرمي است و آن مکه است؛ و براي پيامبر خدا حرمي است و آن مدينه است. و براي اميرمؤمنان حرمي است و آن کوفه است. بدانيد که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشيد که قم، کوفه کوچک ماست، بدانيد بهشت هشت دروازه دارد که سه تاي آن ها به سوي قم است. بانويي از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند.»

دليل بودن (قسمت دوم)

اگر قسمت قبلي رو مطالعه نكرده ايد اينجا كليك نماييد.

با خود فكر مي كردم كه آن دليل چي مي تونه باشه كه افكارم بدجوري توي سوالات متعدد مانده بود از جمله اينكه سرنوشت اين دنيا با وجود اين همه شرارتها، ظلم و ستمها، بي عدالتيها و… چي خواهد شد؟ آيا خداوند، اين جهان ، اين زمين و با اون مخلوقات عظيم و بعضا ناشناخته را  كه حساب شده آفريده  را خلق كرده تا با معصيت و نافرماني بشر مواجه شود و آنهم در سيطره و قدرت بي دينان و لااقل غير از ديني كه خود خداوند براي بشر برگزيد؟

توي اينگونه افكار غرق بودم كه خداوند نشانه اي برايم فرستاد و آنهم اين آيه بود: » و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين (قصص/5) ما مي خواستيم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم». ديدم هنوز مستضعفان بر جهان حاكم نشده اند و جهان نيز پر از ظلم و ستم بر مستضعفان است . به خود گفتم پس كي اين مستضعفان بر حاكمان ستمگر غلبه مي كنند و جهان را تحت حكومت خداوندي در مي آورند؟ اين مستضعفان با چه قدرت و تكيه گاهي مي خواهند بر اين دنياي پر از ظلم و جور و بي عدالتي حاكم شوند؟ لازمه اين كار وجود يك نيرو و قدرت يداللهيست، اين قدرت چيست و كي خواهد آمد؟ حديثي به ياد آوردم كه اينگونه بود وقتي زمين پر از ظلم و جور مي شود خداوند آخرين ذخيره و حجت خودش را جهت احياء دينش خواهد فرستاد و بساط ظلم و جور را از اين دنيا جمع خواهد كرد و حديث ديگري از مولا علي(ع) شنيده بودم كه ايشان فرموده اند: » بدانيد كه هيچگاه كره زمين از نماينده پروردگار خالي نمي شود ولي خداوند بزودي نماينده اش را از ديد آنان مخفي خواهد نمود و آنان از ديدار او محروم خواهند شد چرا كه به خود ظلم و ستم نموده و از مرزهاي مورد احترام تجاوز مي نمايند. اگر يك ساعت از كره زمين بدون حجت خدا باشد همه جا نابود شده و مردم در زمين فرو خواهند رفت.» عجب! پس آن دليلي كه دليل حيات و زندگي ماست و باعث نزول رحمانيت خداوند بر اين بشر سرپا گناست همان حجت الله است. همان حجت و امامي كه از نظرها غايب است و منتظر فرمان الهي جهت ظهور و برپايي عدالت است. يعني همان امام زمان(عج)!! خدايا مرا ببخش!!

سوال اينجاست با توجه به اينكه دنيا پر از ظلم و جور و اينهمه بي عدالتيست پس  چرا هنوز ظهور نكرده اند؟ پاسخ اين سوال را خود حضرت به شيخ مفيد داده اند آنجائيكه فرموده اند: » اگر شيعيان ما كه خداوند آنها را به اطاعت خود موفق بدارد در وفا نمودن به پيماني كه با ما دارند يكپارچه مي شدند هرگز ميمنت ديدار ما از آنان به تاخير نمي افتاد و با عجله و سرعت به سعادت مشاهده ما موفق مي شدند.» خداوند نيز در كتاب شريفش، يعني قرآن كريم مي فرمايند:» ان الله لايغير ما بقوم حتي يغيرو ما بانفسهم (رعد/11) خداوند وضعيت هيچ قومي را ( تا آنان خواستار تغيير وضعيت خود نشوند) تغيير نمي دهد» آنان بايد اشكال كار خود را برطرف نمايند تا خداوند هم وضعيت آنان را تغيير دهد. يعني چي؟ يعني اينكه ما خودمان نخواسته ايم كه وضعيت جهان از اين وضع پرآشوب خلاص شود. اگر هم خواستيم فقط در شعار بوده نه در عمل؛ و اينها يكطرف، و تبليغات منفي و ضد ديني خودخواهان  و مستكبرين جهان از طرف ديگر (كه باعث شده بعضي از ماها چشم و گوش بسته به حرفهاي آنها دل بسپاريم و گفتار آنها را تكرا كنيم، ) و ما نيز چنان در زندگيهاي روزمره و مشكلات و گرفتاريها غرق شده ايم و به اين مسئله پي نبرده ايم كه گره كور اين جهان تنها به دست تواناي امام زمان(عج) حل مي شوند.

حالا اين سوال پيش مي آيد كه پس تكليف ما چيست؟ ما بايد چه بكنيم؟ خداوند جوابمان را داده فرموده اند:» فانتظروا اني معكم من المنتظرين(اعراف/71) شما منتظر باشيد من هم با شما منتظر هستم.» يعني همان انتظار؛ بايد منتظر بود. آيا انتظار به تنهايي كافيست؟ خود حضرت بقيه الله(عج) فرموده اند:» واكثروا الدعا بتعجيل الفرج فان ذلك فرجكم. براي هرچه سريعتر فرارسيدن فرج ما بسيار دعا كنيد كه اين فرج خود شماست.» خداوند نيز مي فرمايند:» قل انما اعظم بواحدة ان تقوموا لله مثني و فرادي(سبأ/46) بگو: من تنها يك موعظه به شما مي كنم و آنهم اينكه: براي اجراي برنامه هاي خدا همه با هم يا تك تك افراد بپاخيزيد. « يعني خداوند مي فرمايند ما برنامه سعادت بشريت را تنظيم كرده ايم و با حكومت و ظهور نماينده خود و جانشين پيغمبران، حجه ابن الحسن العسكري(عج) آنرا به اجرا خواهيم گذاشت پس شما (بندگان)چه به طور انفرادي و چه يكپارچه و همه با هم بپا خيزيد و خواستار اين برنامه شويد.

لذا دوستان عزيز اين تنها راه حل مشكلات دنيوي و اخروي بشر و تنها راه رسيدن بشر به كمال و سعادت است بياييد دست به دست هم داده با يكديگر دعا كنيم و زمينه فرج ظهورش را از خداوند متعال بخواهيم و دنيا را از اين گرفتاريها نجات دهيم.

اللهم عجل لوليك الفرج